<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن مولانا (اعلی الله مقامه الشریف) &#187; رقیه</title>
	<atom:link href="http://alemolana.ir/tag/%d8%b1%d9%82%db%8c%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://alemolana.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 30 Oct 2022 06:49:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=241</generator>
	<item>
		<title>روزشمار محرم</title>
		<link>http://alemolana.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/</link>
		<comments>http://alemolana.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Nov 2013 08:30:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[mohamad molana]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[محرم]]></category>
		<category><![CDATA[آب]]></category>
		<category><![CDATA[آل مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله سید ابوالحسن مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[اعمال]]></category>
		<category><![CDATA[الجنان]]></category>
		<category><![CDATA[الهوف]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسین]]></category>
		<category><![CDATA[امام سجاد]]></category>
		<category><![CDATA[بیرق]]></category>
		<category><![CDATA[تاسوعا]]></category>
		<category><![CDATA[حاج]]></category>
		<category><![CDATA[حدیث هفته]]></category>
		<category><![CDATA[حرم]]></category>
		<category><![CDATA[حسین]]></category>
		<category><![CDATA[حسین آل مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت زینب]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت عباس]]></category>
		<category><![CDATA[خاندان]]></category>
		<category><![CDATA[خاندان مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[رقیه]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر]]></category>
		<category><![CDATA[رهبری]]></category>
		<category><![CDATA[روزشمار محرم]]></category>
		<category><![CDATA[زینب]]></category>
		<category><![CDATA[سجاد]]></category>
		<category><![CDATA[سید]]></category>
		<category><![CDATA[سید ابوالحسن]]></category>
		<category><![CDATA[سیدابوالحسن]]></category>
		<category><![CDATA[سیدابوالحسن مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمحمدجواد آل مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمحمدحسین آل مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>
		<category><![CDATA[عباس]]></category>
		<category><![CDATA[علما]]></category>
		<category><![CDATA[علمای آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[علی اکبر]]></category>
		<category><![CDATA[فرات]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن]]></category>
		<category><![CDATA[قمربنی هاشم]]></category>
		<category><![CDATA[مذهبی]]></category>
		<category><![CDATA[مراجع]]></category>
		<category><![CDATA[مراجع آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[مفاتیح]]></category>
		<category><![CDATA[مفاتیح الجنان]]></category>
		<category><![CDATA[مقتل]]></category>
		<category><![CDATA[مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[کربلا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://alemolana.ir/?p=1350</guid>
		<description><![CDATA[<p>روز شمار دهه اول محرم بسم الله الرحمن الرحيم روز دوم 1. امام حسین علیه‏السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار &#8220;سید بن طاووس&#8221; نقل كرده است كه: امام علیه‏السلام چون به كربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینكه نام كربلا را شنید فرمود: این ...</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="http://alemolana.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/">روزشمار محرم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="http://alemolana.ir">حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن مولانا (اعلی الله مقامه الشریف)</a>.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="color: #993300;"><strong>روز شمار دهه اول محرم</strong></span></p>
<p dir="rtl">بسم الله الرحمن الرحيم</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز دوم</span></b><br />
1. امام حسین علیه‏السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار &#8220;سید بن طاووس&#8221; نقل كرده است كه: امام علیه‏السلام چون به كربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینكه نام كربلا را شنید فرمود: این مكان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به من داده است.2<br />
2. در این روز &#8220;حر بن یزید ریاحی&#8221; ضمن نامه‏ای &#8220;عبیداللّه‏ بن زیاد&#8221; را از ورود امام علیه‏السلام به كربلا آگاه نمود.3<br />
3. در این روز امام علیه‏السلام به اهل كوفه نامه‏ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در كربلا آگاه كرد. حضرت نامه را به &#8220;قیس بن مسهّر&#8221; دادند تا عازم كوفه شود.4 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند. زمانی كه خبر شهادت قیس به امام علیه‏السلام رسید، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:<br />
&#8220;اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیي‏ءٍ قَدیرٌ؛<br />
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی.&#8221;5</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز سوم </span></b><br />
1. &#8220;عمر بن سعد&#8221; یك روز پس از ورود امام علیه‏السلام به سرزمین كربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل كوفه وارد كربلا شد.6<br />
2. امام حسین علیه‏السلام قسمتی از زمین كربلا كه قبر مطهرش در آن واقع مي‏شد را از اهالی نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری كرد و با آنها شرط كرد كه مردم را برای زیارت راهنمایی نموده و زوّار او را تا سه روز میهمان كنند.7<br />
3. در این روز &#8220;عمر بن سعد&#8221; مردی بنام &#8220;كثیر بن عبداللّه‏&#8221; ـ كه مرد گستاخی بود ـ را نزد امام علیه‏السلام فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند. كثیر بن عبداللّه‏ به عمر بن سعد گفت: اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت: فعلاً چنین قصدی نداریم.<br />
هنگامی كه وی نزدیك خیام رسید، &#8220;ابو ثمامه صیداوی&#8221; (همان مردی كه ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا كرد) نزد امام حسین علیه‏السلام بود. همین‏كه او را دید رو به امام عرض كرد: این شخص كه مي‏آید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت: شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین علیه‏السلام برو. گفت: هرگز چنین نمي‏كنم.<br />
ابوثمامه گفت: پس دست من روی شمشیرت باشد تا پیامت را ابلاغ كنی. گفت: هرگز! ابوثمامه گفت: پیغامت را به من بسپار تا برای امام ببرم، تو مرد زشت‏كاری هستی و من نمي‏گذارم بر امام وارد شوی. او قبول نكرد، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو كرد. سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیكی دیگر از امام پرسید: برای چه به اینجا آمده‏ای؟ حضرت در جواب فرمود:<br />
&#8220;مردم كوفه مرا دعوت كرده‏اند و پیمان بسته‏اند، بسوی كوفه مي‏روم و اگر خوش ندارید بازمي‏گردم&#8230; .&#8221;8</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز چهارم </span></b><br />
در روز چهارم محرم، عبیداللّه‏ بن زیاد مردم كوفه را در مسجد جمع كرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شركت در جنگ با امام حسین علیه‏السلام تشویق و ترغیب نمود.<br />
به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه كه عبارت بودند از:<br />
1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛<br />
2. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛<br />
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛<br />
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛<br />
به سپاه عمر بن سعد پیوستند.9 بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز پنجم </span></b><br />
1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد، شخصی بنام &#8220;شبث بن ربعی&#8221;10 را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.11<br />
2. عبیداللّه‏ بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام &#8220;زجر بن قیس&#8221; بر سر راه كربلا بایستد و هر كسی را كه قصد یاری امام حسین علیه‏السلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه‏السلام ملحق شود، به قتل برساند. همراهان این مرد 500 نفر بودند.12<br />
3. در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی كه برای نپیوستن كسی به سپاه امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت، مردی به نام &#8220;عامر بن ابی سلامه&#8221; خود را به امام علیه‏السلام رساند و سرانجام در كربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.13</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز ششم </span></b><br />
1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من مي‏فرستند.<br />
2. در این روز &#8220;حبیب بن مظاهر اسدی&#8221; به امام حسین علیه‏السلام عرض كرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیكی طائفه‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.<br />
امام علیه‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت مي‏كنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مي‏نمایم&#8230; .<br />
در این هنگام مردی از بني‏اسد كه او را &#8220;عبداللّه‏ بن بشیر&#8221; مي‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت مي‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند:<br />
قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا<br />
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ<br />
&#8220;حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام.&#8221;<br />
سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر مي‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام &#8220;ازْرَق&#8221; را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بني‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.<br />
حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیه‏السلام فرمودند: &#8220;لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ&#8221;14</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز هفتم</span></b><br />
1. در روز هفتم محرم عبید اللّه‏ بن زیاد ضمن نامه‏ای به عمر بن سعد از وی خواست تا با سپاهیان خود بین امام حسین و یاران، و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن آب به آنها ندهد.15<br />
عمر بن سعد نیز بدون فاصله &#8220;عمرو بن حجاج&#8221; را با 500 سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسی امام حسین علیه‏السلام و یارانش به آب شدند.<br />
2. در این روز مردی به نام &#8220;عبداللّه‏ بن حصین ازدی&#8221; ـ كه از قبیله &#8220;بجیله&#8221; بود ـ فریاد برآورد: ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند كه قطره‏ای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی!<br />
امام علیه‏السلام فرمودند: خدایا! او را از تشنگی بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده.<br />
حمید بن مسلم مي‏گوید: به خدا سوگند كه پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالی كه بیمار بود، قسم به آن خدایی كه جز او پروردگاری نیست، دیدم كه عبداللّه‏ بن حصین آنقدر آب مي‏آشامید تا شكمش بالا مي‏آمد و آن را بالا مي‏آورد و باز فریاد مي‏زد: العطش! باز آب مي‏خورد، ولی سیراب نمي‏شد. چنین بود تا به هلاكت رسید.16</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز هشتم </span></b><br />
1. &#8220;خوارزمی&#8221; در مقتل الحسین و &#8220;خیابانی&#8221; در وقایع الایام نوشته‏اند كه در روز هشتم محرم امام حسین علیه‏السلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیه‏السلام كلنگی برداشت و در پشت خیمه‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را كَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشكها را پر كردند، سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد. هنگامی كه خبر این ماجرا به عبیداللّه‏ بن زیاد رسید، پیكی نزد عمر بن سعد فرستاد كه: به من خبر رسیده است كه حسین چاه مي‏كَند و آب بدست مي‏آورد. به محض اینكه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت كن كه دست آنها به آب نرسد و كار را بر حسین علیه‏السلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.17<br />
2. در این روز &#8220;یزید بن حصین همدانی&#8221; از امام علیه‏السلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو كند. حضرت اجازه داد و او بدون آنكه سلام كند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان مي‏پنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آنها گرفته‏ای و آب فرات را كه حتی حیوانات این وادی از آن مي‏نوشند از آنان مضایقه مي‏كنی؟<br />
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من مي‏دانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمي‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش مي‏سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه مي‏دانم كیفر این كار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمي‏بینم كه بتوانم از آن گذشت كنم.<br />
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه‏السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند.18<br />
3. امام علیه‏السلام مردی از یاران خود بنام &#8220;عمرو بن قرظة&#8221; را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.<br />
شب هنگام امام حسین علیه‏السلام با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیه‏السلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود &#8220;عباس&#8221; و فرزندش &#8220;علي‏اكبر&#8221; را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش &#8220;حفص&#8221; و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد.<br />
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیه‏السلام كه فرمود: آیا مي‏خواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد. یك بار گفت: مي‏ترسم خانه‏ام را خراب كنند! امام علیه‏السلام فرمود: من خانه‏ات را مي‏سازم. ابن سعد گفت: مي‏ترسم اموال و املاكم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی كه در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانواده‏ام از خشم ابن زیاد بیمناكم و مي‏ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند.<br />
حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمي‏گردد، از جای برخاست در حالی كه مي‏فرمود: تو را چه مي‏شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من مي‏دانم كه از گندم عراق نخواهی خورد!<br />
ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است.19<br />
4. پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامه‏ای به عبیداللّه‏ نوشت و ضمن آن پیشنهاد كرد كه حسین علیه‏السلام را رها كنند؛ چرا كه خودش گفته است كه یا به حجاز برمي‏گردم یا به مملكت دیگری مي‏روم. عبیداللّه‏ در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند، &#8220;شمر بن ذی الجوشن&#8221; سخت برآشفت و نگذاشت عبیداللّه‏ با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت كند.20</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز نهم </span></b><br />
1. در روز نهم محرم (تاسوعای حسینی) شمر بن ذی الجوشن با نامه‏ای كه از عبیداللّه‏ داشت از &#8220;نُخیله&#8221; ـ كه لشكرگاه و پادگان كوفه بود ـ با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد كربلا شد و نامه عبیداللّه‏ را برای عمر بن سعد قرائت كرد.<br />
ابن سعد به شمر گفت: وای بر تو! خدا خانه ات را خراب كند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آورده‏ای. به خدا قسم! تو عبیداللّه‏ را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم بازداشتی و كار را خراب كردی&#8230; .21<br />
2. شمر كه با قصد جنگ وارد كربلا شده بود، از عبیداللّه‏ بن زیاد امان نامه‏ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیه‏السلام گرفته بود كه در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه كرد و ایشان نپذیرفت.<br />
شمر نزدیك خیام امام حسین علیه‏السلام آمد و عباس، عبداللّه‏، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیه‏السلام كه مادرشان ام‏البنین علیها‏السلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند، شمر گفت: از عبیداللّه‏ برایتان امان گرفته‏ام. آنها همگی گفتند: خدا تو را و امان تو را لعنت كند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟!22<br />
3. در این روز اعلان جنگ شد كه حضرت عباس علیه‏السلام امام علیه‏السلام را باخبر كرد. امام حسین علیه‏السلام فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس كه چه قصدی دارند؟<br />
حضرت عباس علیه‏السلام رفت و خبر آورد كه اینان مي‏گویند: یا حكم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید.<br />
امام حسین علیه‏السلام به عباس فرمودند: اگر مي‏توانی آنها را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تأخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز كنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال مي‏داند كه من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.23<br />
حضرت عباس علیه‏السلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشكریان خود پرسید كه چه باید كرد؟ &#8220;عمرو بن حجاج&#8221; گفت: سبحان اللّه‏! اگر اهل دیلم و كفار از تو چنین تقاضایی مي‏كردند سزاوار بود كه با آنها موافقت كنی.<br />
عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس علیه‏السلام آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت مي‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیداللّه‏ مي‏سپاریم وگرنه دست از شما برنخواهیم داشت.24</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">چهار حادثه مهم شب عاشورا </span></b><br />
1. در شب عاشورا به &#8220;محمد بن بشیر حضرمی&#8221; یكی از یاران امام حسین علیه‏السلام خبر دادند كه فرزندت در سرحدّ ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود را از خدای متعال آرزو مي‏كنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین علیه‏السلام چون سخن او را شنید فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، برو و در آزاد كردن فرزندت بكوش.<br />
محمد بن بشیر گفت: در حالی كه زنده هستم، طعمه درندگان شوم اگر چنین كنم و از تو جدا شوم.<br />
امام علیه‏السلام پنج جامه به او داد كه هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباسها را به فرزندت كه همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف كند.25<br />
2. امام حسین علیه‏السلام در سخنرانی شب عاشورا خبر از شهادت یاران خود داد و آنان را به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس &#8220;قاسم بن الحسن&#8221; به امام علیه‏السلام عرض كرد: آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض كرد: ای عمو! مرگ در كام من از عسل شیرین‏تر است. امام علیه‏السلام فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنكه به رنج سختی مبتلا شوی، و همچنین پسرم عبداللّه‏ (كودك شیرخوار) به شهادت خواهد رسید.<br />
قاسم گفت: مگر لشكر دشمن به خیمه‏ها هم حمله مي‏كنند؟ امام علیه‏السلام به ماجرای شهادت عبداللّه‏ اشاره نمودند كه قاسم بن الحسن تاب نیاورد و زارزار گریست و همه بانگ شیون و زاری سر دادند.26<br />
3. امام علیه‏السلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت خیمه‏ها حفر كنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوبها و خار و خاشاكی كه در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام علیه‏السلام بسیار سودمند بود.27<br />
4. مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارزشمند &#8220;امالی&#8221; نوشته است: شب عاشورا حضرت علي‏اكبر علیه‏السلام و 30 نفر از اصحاب به دستور امام علیه‏السلام از شریعه فرات آب آوردند. امام علیه‏السلام به یاران خود فرمود: برخیزید، غسل كنید و وضو بگیرید كه این آخرین توشه شماست.28</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">روز عاشورا </span></b><br />
و اینك میدانی دوباره، اینك 72 یار و هزاران دشمن كینه‏توزی كه رحم و مروّت را از ازل نیاموخته‏اند. اینك عاشورا كه هر چه از آن بگوییم كم گفته‏ایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء علیه‏السلام .<br />
سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری مي‏كردند و امام معصومی لشكر كم تعداد خود را به بهشت بشارت مي‏داد&#8230; و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت<br />
ریخت خون مقدّست به زمین آسمان زاشك آب گرفت<br />
ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت<br />
ناله مصطفی به گوش رسید موج خون زچشم بوتراب گرفت<br />
شد سیه رنگ آسمان از خشم كه زخونت زمین خضاب گرفت<br />
آن تن پاره پاره را دربر گه سكینه گهی رباب گرفت<br />
شست زینب زاشك جسمت را بلكه از چشم خود گلاب گرفت<br />
بر تن پاره پاره داد سلام زآن بریده ‏گلو جواب گرفت<br />
هردم از زخم بي‏حساب تَنَتْ خم شد و بوسه بي‏حساب گرفت(29)</p>
<p style="text-align: justify;"><b><span style="color: #800000;">پاورقیها: </span></b><br />
1. الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10.<br />
2. اللهوف، ص35.<br />
4. مقتل الحسین مقرّم، ص 184.<br />
5. بحارالانوار، ج44، ص381.<br />
6. ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص84.<br />
7. مستدرك الوسایل، ج14، ص61؛ مجمع البحرین، ج5، ص461.<br />
8. تاریخ طبری، ج5، ص410.<br />
9. بحارالانوار، ج44، ص386.<br />
10. او پیامبر را درك كرد، ولی مرتد شده و خود را به عنوان مؤذّن فردی بنام &#8220;سجاح&#8221; كه ادعای نبوّت كرده بود قرار داد و سپس به اسلام بازگشت و سرانجام در صفّین بر علیه امام علی علیه‏السلام جنگید و در كربلا نیز از لشكریان یزید بود.<br />
11. عوالم العلوم، ج17، ص237.<br />
12. مقتل الحسین(مقرّم)، ص199.<br />
13. همان.<br />
14. بحارالانوار، ج44، ص386.<br />
15. انساب الاشراف، ج3، ص180.<br />
16. ارشاد شیخ مفید، ج2، ص86.<br />
17. وقایع الایام، ج5، ص27؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص244.<br />
18. كشف الغمة، ج2، ص47.<br />
19. بحارالانوار، ج44، ص388.<br />
20. ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.<br />
21. همان، ج2، ص89.<br />
22. انساب الاشراف، ج3، ص184.<br />
23. الملهوف، ص38.<br />
24. ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص91.<br />
25. الملهوف، ص39.<br />
26. نفس المهموم، ص230.<br />
27. الامام الحسین و اصحابه، ص257.<br />
28. امالی شیخ صدوق، مجلس30.<br />
29. شعر از غلامرضا سازگار.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="http://alemolana.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/">روزشمار محرم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="http://alemolana.ir">حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن مولانا (اعلی الله مقامه الشریف)</a>.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://alemolana.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگارخانه محرم</title>
		<link>http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/</link>
		<comments>http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Nov 2013 08:30:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[mohamad molana]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[محرم]]></category>
		<category><![CDATA[آل مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله سید ابوالحسن مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل]]></category>
		<category><![CDATA[اعمال]]></category>
		<category><![CDATA[الجنان]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[امام سجاد]]></category>
		<category><![CDATA[امامحسین]]></category>
		<category><![CDATA[حاج]]></category>
		<category><![CDATA[حدیث هفته]]></category>
		<category><![CDATA[حسین آل مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت زینب]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت عباس]]></category>
		<category><![CDATA[خاندان]]></category>
		<category><![CDATA[خاندان مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[دمشق]]></category>
		<category><![CDATA[رقیه]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر]]></category>
		<category><![CDATA[رهبری]]></category>
		<category><![CDATA[زین العابدین]]></category>
		<category><![CDATA[زینب]]></category>
		<category><![CDATA[سجاد]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه]]></category>
		<category><![CDATA[سید]]></category>
		<category><![CDATA[سید ابوالحسن]]></category>
		<category><![CDATA[سیدابوالحسن]]></category>
		<category><![CDATA[سیدابوالحسن مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمحمدجواد آل مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمحمدحسین آل مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[عباس]]></category>
		<category><![CDATA[علما]]></category>
		<category><![CDATA[علمای آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[فرات]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن]]></category>
		<category><![CDATA[مذهبی]]></category>
		<category><![CDATA[مراجع]]></category>
		<category><![CDATA[مراجع آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[مفاتیح]]></category>
		<category><![CDATA[مفاتیح الجنان]]></category>
		<category><![CDATA[مولانا]]></category>
		<category><![CDATA[نگارخانه محرم]]></category>
		<category><![CDATA[کربلا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://alemolana.ir/?p=1360</guid>
		<description><![CDATA[<p>نگارخانه محرم</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/">نگارخانه محرم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="http://alemolana.ir">حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن مولانا (اعلی الله مقامه الشریف)</a>.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="color: #993300;"><strong>نگارخانه محرم</strong></span></p>

<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam13/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam13-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam13" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam19/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam19-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam19" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam17/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam17-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam17" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam18/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam18-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam18" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam16/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam16-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam16" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam15/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam15-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam15" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam14/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam14-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam14" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam11/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam11-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam11" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam06/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam06-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam06" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam07/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam07-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam07" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam08/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam08-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam08" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam09/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam09-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam09" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam05/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam05-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam05" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam04/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam04-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam04" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam03/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam03-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam03" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam02/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam02-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam02" /></a>
<a href='http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/moharam01/'><img width="150" height="150" src="http://alemolana.ir/wp-content/uploads/moharam01-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moharam01" /></a>

<p>The post <a rel="nofollow" href="http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/">نگارخانه محرم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="http://alemolana.ir">حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن مولانا (اعلی الله مقامه الشریف)</a>.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://alemolana.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
