خانه / ویژه نامه / ویژه نامه عید مبعث

ویژه نامه عید مبعث

ویژه نامه عید مبعث

علت بعثت انبيا (ع) چيست؟ به طور خلاصه مي توان گفت انبيا(ع) براي هدايت بشر از طرف خداوند آمده اند تا انسان ها را كه همگي از صفت عام رحمانيت الهي برخوردارند به سوي صفت خاص رحيميت هدايت نمايند. براي شرح كوتاه براين مطلب از قرآن كريم بهره مي گيريم. در اين رابطه آخرين پيامبر حضرت محمد(ص) پيامبر رحمت للعالمين است. آيه 69 سوه نساء ” و من يطع الله والرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين والشهداء الصلحين وحسن اولئك رفيقا” ( و كساني كه از خداوند و پيامبر اطاعت كنند در زمره كساني اند كه خداوند برآنان انعام فرموده، اعم از پيامبران و صديقان وشهيدان و صالحان، و اينان نيك رفيقاني هستند) . پس خداوند انبيا را فرستاد براي اينكه ما با آنها باشيم يعني مطيع آنها شويم كه در اثر اين اطاعت با آنها همراهي و حسن رفاقت پيدا كنيم. براي روشن شدن مطلب به آيه 107 سوره انبيا نظري مي اندازيم:” و ما ارسلنك الا رحمه للعالمين”
(و ما تورا جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم). مي فرمايد” الا” مگر رحمتي باشي براي جهانيان. رحمت چيست؟ يعني عاطفي باشي ، با محبت باشي، تو را فرستاديم كه لطف كني… بهتر است معني رحمت را از قرآن به دست آوريم. آيه 75 سوره انبيا:” و ادخلنه في رحمتنا انه من الصلحين” ( و اورا رحمت خويش داخل كرديم، همانا او از شايستگان بود) . آيه درمورد حضرت لوط است با توجه به آيه قبل(74 انبياء) كه مي فرمايد به لوط داوري و دانش عطا كرديم… و در آيه 75 مي فرمايد او را وارد رحمت خويش كرديم، نمي فرمايد او رحمت است، رحمت شد. يك وقت مي گويد به كسي از حكمت داديم، يك وقت مي گويد حكيمش كرديم، يك وقت مي گوييم كسي را وارد فضايي كه نور است نموديم ولي يك وقت مي گوييم كسي را تبديل به يك پارچه نور كرديم، يك وقت مي گوييم از علم به او داديم، يك وقت مي گوييم خودش را مجسمه علم كرديم، كسي را از عدل برخوردار ساختيم، خودش را مجسمه تمام عيار عدالت قرار داديم. پس در اينجا مي فرمايد او را وارد رحمت خويش گردانديم. پس مقام نبوت داراي درجات است. آيه 253 سوره بقره ” تلك الرسل فضلنا بعضهم علي بعض” ( اين پيامبران پاره اي از ايشان را به پاره اي برتري داديم) در ادامه بحث رحمت به آيه 85 و 86 از سوره انبيا مراجعه مي كنيم” واسماعيل و ادريس و ذوالكفل را ياد كن كه همه از صابرين بودند”. مي فرمايد كه هر سه پيامبر مقام صبر داشتند” و ادخلنهم في رحمتنا انهم من الصلحين” و آنها را وارد رحمت خود درآورديم، همانا آنان از شايستگان بودند. پس عاطفي بودن و مهربان بودن درجه بسيار پاييني از رحمت است و انبيا بعد از اينكه به مقاماتي از صبر، علم و داوري رسيدند داخل مقام رحمت خدا شدند ولي پيامبر اسلام خود رحمت است ويكي از القاب او رحمت للعالمين است.( آيه 107 سوره انبياء) در روايات هم بسيار داريم.

پس اين رحمت چيست؟ نمونه اي ديگر از قرآن، داستان حضرت موسي(ع) وخضر است. حضرت موسي(ع) پيامبر است، كليم الله است ولي خداوند مي خواهد او را در كنار عبدي از عباد خود قرار دهد. حضرت خضر(ع) نامش در قرآن نيامده در روايات است ولي عبد است. آيه 65 سوره كهف” فوجدا عبدا من عبادناءَ التينه رحمه من عندنا وعلمنه من لدنا علما” ( تا اينكه بنده اي از بندگان ما( خضر) را يافتند كه از جانب خود به او رحمتي عطا كرده و از نزد خود به او دانشي آموخته بوديم).

در اينجا مي فرمايد به او رحمتي عطا كرديم چرا چون عبد بود و پيامبر اسلام به عنوان عبدي كه در عبوديت به بالاترين مرتبه رسيده و بالاترين مقام، مقام عبوديت است، لذا مي فرمايد عبده و رسوله و آيات سوره فجر89 آيه هاي27- 28- 29 و 30 وقتي انسان اوج مي گيرد و به مقام مطمئنه مي رسد؛”يايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبدي و ادخلي جنتي”. مي فرمايد: پس به جمع بندگانم درآي ودر بهشت من داخل شو.

پس اگر به مقام ” دنا فتدلي فكان قاب قوسين او ادني” كه رسيدي( آيه 8 و 9 سوره نجم) داخل بندگان مي شوي و پيامبر خاتم اول عبد بود و بعد رسول( عبده و رسوله) و ارزش اين عبد آن است كه مي تواند معلم پيغمبري همچون موسي كليم الله شود. با اين همه مقام حضرت خضر خداوند مي فرمايد رحمتي از جانب ما به او داده شد ولي حضرت رسول اكرم(ص) رحمت عالميان است كه اين مقام والاي ايشان است و خداوند مي فرمايد:”تلك الرسل فضلنا بعضهم علي بعض”( آيه253 بقره) پاره اي از پيامبران را به پاره اي برتري داديم. بعضي از انبياي او را وارد رحمت كرديم، بعضي را رحمت عطا كرديم ولي پيامبر را مي فرمايد: او خود رحمت است و ما بايد ببينيم سر سفره كدام پيامبر نشسته ايم و اهل بيت او چه نعمت بزرگي براي ما هستند و ما چگونه بايد شكر اين نعمت الهي را به جا آوريم و اين راه بسته نيست چرا كه سلمان فارسي هم مي شود اهل بيت همين پيامبر ، پس افاضه حق محدوديت ندارد چون خدا محدود نيست، مگر خدا بخل دارد كه افاضه اش محدود باشد. مگر كمال لازمه اش سرايت كردن نيست
( افاضه داشتن). او كه مطلق كمال است پس از ناحيه مفيض در افاضه هيچ محدوديتي و حجابي وجود ندارد مگر از ناحيه مفاض در دريافت، كسي كه صلاحيت ندارد و آن هم درجه بندي دارد. كساني كه در عالم عبوديت حضرت حق به آن درجه رسيده اند كه افاضه حضرت حق به آنها به حدي است كه خودش مي شود مظهر رحمت حضرت حق . لذا شروع قرآن با بسم الله الرحمن الرحيم است. الله اسم ذات است اما در ميان هزار اسم حضرت حق كلمه رحمن و رحيم كه هر دو از رحمت است مطرح مي شود و آنهايي كه اهل فن هستند مي فرمايند: اسراري كه در اين ذكر نهفته شده و آثاري كه دارد و كيفيت اعدادي كه از رقم اين ذكر در مي آيد و بسياري مطالب كه فرموده اند( كه در اينجا جاي بحث ندارد) و 114 بار در قرآن تكرار شده، هوالاول و الاخر والظهر والباطن( حديد آيه 3) همه اينها در
بسم الله الرحمن الرحيم است چون همه در رحمت است وتجلي و افاضه حضرت حق در سطح عمومي رحمت عامه است و در سطح خصوصي رحمت خاصه است و بالاترين آن رحمت عالمين است و اين انسان است كه وجود جسمي اش مي شود ناسوتي، وجود نفساني اش مي شود ملكوتي، وجود عقل مجرد روحي اش مي شود جبروتي، لذا مي تواند از جبرائيل بالاتر برود و مي تواند از حيوان پست تر شود و اين ويژگي در انسان است و حضرت جبرائيل به پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: اگر بالاتر بيايم بالم مي سوزد و اين است مقام انسان كامل و همه را اين وجود انسان يكجا دارد( عقل و شهوت به معناي كلي كلمه) عقل مي گويد عالم بالا را ببين
( ما زبالاييم و بالا مي رويم). ما ملكوتي و جبروتي هستيم، مال اينجا نيستيم و مولا علي (ع) در نهج البلاغه حكمت 3 و 2 فيض الاسلام مي فرمايد:” عجب المرء بنفسه احد حساد عقله” يعني عقل در شرايطي مي شود اماره به سوء و در شرايطي مي شود مطمئنه. عقل يكي است ولي در شرايطي به سمت خدا و در شرايطي به سمت شيطان مي رود و عقل مي شود ابزار شهوت. عقل يك رحمت عام الهي است كه خداوند به همه داده است و رسالت انبيا در اين است كه عقل انسان ها را بر شهوت آنها غلبه دهند و لذا ما چشم ،گوش، زبان و … داريم اما عقل مي گويد كه كجا نگاه كن، چه بگو، چه بشنو و … عقل را پيامبر هدايت مي كند و رحمت للعالمين كاري مي كند تا در مسير كمال الهي عقل به حدي رشد كند كه خود داخل رحمت شود يا عطاء رحمت شود و يا خود رحمت شود. پس همه انبياء آمده اند كه ما را كه داراي رحمانيت حق هستيم به رحيميت حق برساند و اين است هدف بعثت انبيا (ع). حال سئوال اينجا است چرا به رحيميت نرسيده ايم؟

همه ما جلوه رحمانيت حضرت حق هستيم و مي فرمايد همه را براي تو آفريدم و تو را براي خودم و با اراده تشريعي، رحمت رحيميه حق را در ك مي كنيم؛ با اراده تكويني رحمت رحمانيه را درك كرده ايم( كن فيكون، فرمود ايجاد شو شديم) . در تكويني كن فيكون بود و اراده ما دخلي نداشت اما در تشريعي بايد پذيرا باشيم، مشتاق باشيم تا درك كنيم. پدري دلسوز مي گويد فرزندم زير پوشش من نمي آيد و مي دانم بدبخت مي شود، هركاري مي كنم نمي آيد. امام
صادق (ع) در كتاب من لايحضره الفقيه جلد ششم حديث 5875 مي فرمايد: اين بلاي انسان ها براي ما خيلي بزرگ است وقتي دعوت مي كنيم اجابت نمي كنند، وقتي راهنمايي مي كنيم نمي پذيرند، اگر رهايشان كنيم به حال خودشان با غير ما به جايي نمي رسند كه بايد برسند. پس پيامبر مبعوث شد كه اين نعمت الهي را به انسان ها برساند لذا سلمان فارسي رسيد و عموي پيامبر نرسيد و در اين راه پيامبر چه زحمت ها كشيد كه مي فرمايد هيچ پيامبري به اندازه من اذيت نشد و چه ها كه نكردند با او… و لذا براي رسيدن به رحمت خاص الهي انبيا با توجه به وحي الهي راه هايي را پيش روي ما گذاشته اند. آيه 132 آل عمران- و اطيعوالله و الرسول لعلكم ترحمون- و خدا و پيامبر را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد. خود پيامبر رحمت است . مثالي بزنيم: يكي كتابدار است ولي از محتواي كتاب هيچ نمي داند: يكي كتابخوان است ولي كتابدان نيست ، يكي كتابدان است ولي خود كتاب مجسم نيست ولي كسي خود مي شود كتاب يعني آن قدر از حقايق كتاب در وجودش ريخته شده كه خود كتاب مجسم است.مثلا مي گويند فلاني تاريخ سيار است، فلاني دائره المعارف است. قرآن كريم كه جلوه هدايت تشريعي حضرت حق در اين عالم است، آخرين كتاب است، كامل ترين كتاب است ، برترين كتاب است. آيه 115 سوره انعام- وتمت كلمت ربك صدقا وعدلا… وسخن پروردگارت از لحاظ صدق وعدل، تمام و كمال است وكلمات او را تغيير دهنده اي نيست…

بعضي از ما قرآن داريم ولي قرآن خوان نيستيم، بعضي قرآن را مي خوانند ولي قرآن دان نيستند. بعضي ها آن قدر مطالعه در قرآن مي كنند( غور مي كنند) كه قرآن دان هستند و از اين بالاتر چيست؟ سوره عنكبوت آيه 49- بل هو آيات بينت في صدور الذين اوتوالعلم… بلكه آن آياتي روشن است كه در سينه دانشوران جاي دارد، آيات ما را جز ستمكاران انكار نمي كنند. امير المومنين فرمودند: من قرآن ناطق هستم( اين در مورد كتاب خدا) اما در مورد صفات خدا بعضي ها داناي صفات الهي اند. بعضي ها به اندازه قدرتشان داراي صفات الهي هستند. صفات رحمان و رحيم در وجود پيامبر به طور كامل تجلي پيدا كرده و مي خواهد آن را در مردم ايجاد كند چون خود رحمه للعالمين است و مي خواهد دست مردم را بگيرد. در واقع پيامبر به اذن خدا داراي ولايت تكويني است و مي تواند به اذن الله در خلقت تاثير بگذارد. همان طوركه حضرت عيسي (ع) مرده را زنده مي كرد، پيامبر به اذن الله در رحمت رحيميه مخلوقات را افاضه مي كند، مس وجود را تبديل به طلا مي كند و امام عصر(عج) هم به اذن خدا اين توان را دارا مي باشند. پس جلوه رحمت رحمانيه حضرت حق در پيامبر، همين طور جلوه رحمت رحيميه حضرت حق در پيامبر و تصرف در كائنات به صورت ولايت تكويني ، تصرف در كائنات به صورت ولايت تشريعي به اذن الله و دريد قدرت پيامبر است. سلمان و فضه كنيز حضرت زهرا(س) به اندازه قدرت وتوان خود اين كار را مي كردند، پس اينها جلوه رحمانيت حضرت حق را پيدا كرده اند، اگر فضه مس وجود را طلا مي كند جلوه رحمت رحيميه حضرت حق است.

حالا مي گويند همه مي توانند به اين درجه برسند، البته به اندازه اي كه اطاعت و بندگي مي كنند و عبد هستند، از رحمت رحمانيه برخوردار مي شوند. آيا مرحوم شيخ حسنعلي نخودكي نعوذ بالله پيامبر بود؟ او يك انساني بود كه به اندازه اطاعتش جلوه اي از رحمت خدا را داشت. او در مشهد از خدا مي خواهد، بيمار در شهري ديگر بهبود پيدا مي كند(مفصل آن در خاطرات ايشان مطالعه شود) و ديگر اني از اين قبيل فراوانند. اين جلوه حضرت حق است. مگر مي شود منكر آن شد ، قرآن آمده راه را نشان دهد، پيامبر مبعوث شد تا هدايت كند. آيه 155 سوره انعام” و هذا كتب انزالناه مبارك فاتبعوه واتقوالعلكم ترحمون” ( و اين مبارك كتابي است كه ما آن را نازل كرديم پس پيرو آن باشيد وتقوا پيشه كنيد. اميد كه شما مشمول رحمت(خدا) گرديد.)

عده اي اين مبارك( بركت) را در پول، مقام وامور دنيوي مي بينند و مي گويند عجب روز مباركي بود و بركت داشت وعده اي قريب 50 سال شب زنده داري مي كنند و سحرها ناله مي زنند، روزها روزه مي گيرند تا آن سحر مبارك را ببينند و لحظه اي چشمشان روشن شود به ديدار يك زنده دلي كه سر راهشان قرار بگيرد وبهره اي ببرند…

تا اينجا نتيجه اينكه در آيات 132 آل عمران و 155 انعام راه رسيدن به رحمت الهي را در اطاعت از خدا و پيامبر وتقوا و پيروي از قرآن معرفي فرموده است. و تاكيد بر مطالب فوق آيه 62 و 63 سوره اعراف ( در رابطه با حضرت نوح (ع) كه به قول قرآن 950 سال چه سختي ها و مشكلات را با صبر برطرف كرد و خم به ابرو نياورد) . قرآن مي فرمايد: ( پيام هاي پروردگار خويش را به شما مي رسانم و اندرزتان مي دهم و از خدا چيزهايي مي دانم كه شما نمي دانيد.) رسالتش چيست؟ بيان نصايح و اندرز ونشان دادن راه هدايت …” لينذروكم ولتتقوا و لعلكم ترحمون” . ( آيا تعجب كرديد كه به مردي از خودتان ذكر و پندي از جانب پروردگارتان آمده كه شما را هشدار دهد و براي اينكه پرهيزكار شويد و شايد مورد رحمت قرار گيريد” . و لذا راه پيشنهادي براي مورد رحمت قرار گرفتن پرهيزكار شدن است. پس رسالت عامل رحمت الهي است و پيامبر خاتم خود رحمت است بر عالميان … سوره اسراء آيه 82″ و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنين ولايزيد الظالمين الاخسارا”. همين كتاب كه باعث رحمت است، مي خواهيم اگر مومن باشيم از رحمتش برخوردار شويم اما اگر ظالم شديم نه تنها به رحمت نمي رسيم بلكه خسران هم مي ورزيم. پس مورد رحمت قرار گرفتن شرايطي مي خواهد كه در اينجا مي فرمايد بايد مومن باشي. همچنانكه در سوره عصر مي فرمايد:”والعصر ان الانسان لفي خسر الا الذين امنوا وعملو الصلحت و تواصوا بالحق وتواصوا بالصبر” . اينجا هم مي فرمايد: با قسم هم مي فرمايد مگر كساني كه ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند… پس بايد مومن شد و عمل صالح را شناخت و همه اينها كه راه نجات بشريت است در بعثت انبيا مي باشد. و باز قرآن مي فرمايد: سوره فتح آيه 17…” و من يطع الله و رسوله يدخله جنت تجري من تحتها الا نهر و من يتول بعد به عذابا اليما” (هركه اطاعات كند خدا و رسول او وي را در باغ هايي داخل مي كند كه از پاي درختانش نهرها جاري است و هركه سر بتابد او را به عذابي دردناك عذاب مي كنند) . اينجا بحث كسي است كه ايمان دارد و اطاعت خدا و رسول را مي كند به جهت ورود به بهشت وترس از جهنم و اين درجه اي از ايمان است كه مخصوص تاجران و ترسايان است. اما در جاي ديگر مي فرمايد:(سوره احزاب آيه 71)،”ومن يطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظيما” ( هركه خدا و رسولش را اطاعت كند قطعا به كاميابي بزرگي رسيده است.). اينجا مي فرمايد اطاعت از خدا و رسول كاميابي بزرگي در پيش دارد، نمي فرمايد وارد بهشت مي شويد. پس در اينجا شخص مومن خود خدا را مي خواهد، به بهشت وجهنم كاري ندارد و خداوند به او فوز عظيم مي دهد كه آن رحمت الهي است كه وارد رحمت خاص الهي مي شود. پس پيامبران (ص) مبعوث به رسالت شده اند تا ما را به رحمت الهي وارد كنند…

مطالبي كه عرض شد و آياتي كه بيان شد فقط اشاره اي بود كه اهل تحقيق و بنده حقير به دنبال دستيابي به اسرار موجود در آن تلاش كنيم. در پايان از خدا مي خواهيم كه به لطف پيامبرانش بخصوص پيامبر خاتم(ص) و ائمه اطهار(ع) و امام زمان(عج) وعلما و بزرگان دين و دعاي خير پدر و مادران، ما را وارد رحمت خود گرداند و ما را به مقام شهدا و صالحين برساند.

اعمال شب و روز عید مبعث

شب مبعث از شب ‌های متبرّكه است و برای آن اعمالی ذكر كرده‌اند:

1- در مصباح از حضرت ابوجعفر امام جواد علیه السلام روایت شده كه فرمود در رجب شبى است كه از آنچه كه بر آن آفتاب می‌تابد؛ بهتر است و آن شب بیست و هفتم رجب است كه در صبح آن پیغمبر خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله به رسالت مبعوث گردید و براى آن شب اعمالی است كه اگر شیعه‌ ای از ما آن اعمال را در آن شب انجام دهد اجر عمل شصت سال می‌برد. خدمت آن حضرت عرض شد كه عمل در آن شب چیست فرمود: پس از نماز عشاء هر ساعتى از شب را تا پیش از نیمه آن كه بیدار شو و دوازده ركعت نماز اقامه کن و در هر ركعت حمد و سوره‌اى از سوره‌هاى كوچك مفصّل (و مفصّل ازسوره محمّد است تا آخر قرآن) بخوان. نمازها دو ركعتی هستند. پس از هر دو ركعت بعد از سلام؛ هفت مرتبه سوره حمد، هفت مرتبه مُعَوَّذَتَیْن، و سوره‌های توحید و قُلْ یا اَیُّها الْكافِرُونَ هر كدام هفت مرتبه، و سوره قدر و آیة الكرسى هر كدام را هفت مرتبه بخوان. و بعد از اتمام نماز دعای ذیل خوانده شود:

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى ؛ ستایش خاص خدایى است كه

لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ فى الْمُلْكِ وَ لَمْیَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ نگیرد فرزندى و نیست براى او در فرمانروایى شریكى و نیست برایش یاورى از

الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبیراً اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُكَ بِمَعاقِدِ عِزِّكَ عَلَى اَرْكانِ؛ خوارى و به بزرگى كامل بزرگش شمار خدایا از تو خواهم به حق چیزهایى كه موجبات عزتت بر پایه هاى؛ عَرْشِكَ و َمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ وَ بِاسْمِكَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ؛ عرشت مى باشد و به حق سرحد نهایى رحمتت از كتابت و به نام بزرگتر بزرگتر

الاْعْظَمِ وَ ذِكْرِكَ الاْعْلىَ الاْعْلىَ الاْعْلى وَ بِكَلِماتِكَ التّامّاتِ اَن ْ؛ بزرگترت و به حق ذكرت كه والاتر و برتر و اعلى است و به كلمات تام و تمامت كه تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تَفْعَلَ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ.

پس بخوان هر دعائى درود فرستى بر محمد و آلش و انجام دهى درباره من آنچه را تو شایسته آنى.

2- انجام غسل در این شب مستحبّ است.

3- زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام كه افضل اعمال این شب است.

ابو عبدالله محمد بن بطوطه یكى از علماء اهل سنت است و در ششصد سال پیش از این زمان زندگی می‌كرده است. وی در سفرنامه خود كه معروف است به رحله ابن بطوطه روی توُرود خود از مكه معظمه به نجف اشرف را ذكر كرده است. وی می‌نویسد اهل این شهر تمامى رافضى(شیعه) هستند و از براى این روضه مباركه كراماتى ظاهر شده از جمله آن كه در شب بیست و هفتم ماه رجب كه نام آن شب نزد اهل آنجا لَیْلَةُ الْمَحْیا است از عراقین و خراسان و بلادِ فارس و رُوم هر شَل و مفلوج و زمین‌گیرى كه هست را به حرم می‌آورند كه تعداد آنها قریب سى چهل نفر است. این مبتلایان را پس از نماز عشاء مى‌آورند را كنار ضریح مقدّس و مردم جمع مى‌شوند و منتظرند كه خوب شدن و برخاستن آنها را ببینند. این جماعت مردم بعضى نماز مى‌خوانند و بعضى ذكر مى‌گویند و بعضى قرآن تلاوت مى‌كنند و بعضى تماشاى روضه مى‌كنند تا آن كه نصف یا دو ثلث بگذرد. از شب آن وقت جمیع این مبتلایان و زمین گیران كه قادر به حركت و برخاستن نبودند برمی‌خیزند در حالی كه صحیح و تندرست مى‌باشند و بیماری در آنها وجود ندارد و مى‌گویند “لا اِلهَ اِلا اللّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ عَلَىُّ وَلىّ ُاللّهِ و این امریست مشهور است.

من خودم آن شب را در آنجا درك نكرده ‌ام لكن از مردم ثقه كه اعتماد بر قول آنها بود شنیدم و هم دیدم در مدرسه‌اى كه مهمانخانه آن حضرت است سه نفر زمینگیر كه قادر به حركت نبودند یكى از اهل روم و دیگرى از اهل اصفهان و نفر سوم از اهل خراسان بود. از آنها پرسیدم چگونه شما خوب نشده‌اید و اینجا مانده‌اید؟! گفتند ما به شب بیست و هفتم نرسیده‌ایم و همین جا مانده‌ای شب بیست و هفتم آینده كه شفا بگیریم و از براى این شب بسیاری از مردم شهرها جمع مى‌شوند و بازار بزرگى اقامه مى‌شود تا مدّت ده روز فقیر گویدی مبادا استِبْعاد كنى این مطلب را همانا معجزات و كراماتى كه از این مشاهد مشرّفه بروز كرده و به تواتر رسیده زیاده از آن است كه احصا شود و در ماه شوّال گذشته سنه هزار و سیصد و چهل و سه در حرم مطهّر حضرت ثامن الا ئِمّة الهُداة و ضامِنُ الاَمَّةِ العُصاةِ مَوْلانا اَبُو الْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ مُوسى الرِّضا صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ سه نفر زن كه هر كدام به سبب مرض فلج و نَحْو آن زمینگیر شده بودند و اطبّاء و دكترها از معالجه آنها عاجز شده بودند شفا یافتند و این معجزات از آن قبر مطهّر بر همه واضح و آشكارا گردید مانند نمودار شدن خورشید در آسمان. مثل باز شدن دَرِ دروازه نجف اشرف بر روى عرب‌هاى بادیه و به حدِّى این مطلب واضح بود كه نقل شد دكترهایى كه مطلّع بر مرض‌هاى آن زن‌ها بودند تصدیق نمودند با آن كه در این باب خیلى دقیق بودند بلكه بعضى از آنها تصدیق خود را بر شفاء آنها نوشتند. وَ لَقَدْ اَجادَ شَیْخُنا الحُرُّ العامِلى فى اُرْجُوزَتِهیِ

4-شیخ كفعمى در بلد الامین فرموده كه در شب مبعث این دعا را خوانده شود:

“اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُكَ بِالتَّجَلِىِ الاْعْظَمِ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ مِنَ الشَّهْرِالْمُعَظَّمِ وَالْمُرْسَلِ؛ خدایا از تو می‌خواهم به حق بزرگترین تجلى (تو) در این شب از این ماه بزرگ و به حق آن فرستاده الْمُكَرَّمِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تَغْفِرَ لَنا ما اَنْتَ بِهِ مِنّا اَعْلَمُ؛ گرامى كه درود فرستى بر محمد و آلش و بیامرزى براى ما آنچه را تو بدان از ما داناترى یا مَنْ یَعْلَمُ وَلا نَعْلَمُ اَللّهُمَّ بارِكْ لَنا فى لَیْلَتِنا هذِهِالَّتى بِشَرَفِ؛اى كه مى‌دانى و ما نمى‌دانیم خدایا مبارك گردان بر ما در این شبى كه بهواسطه شرافتالرِّسالَةِ فَضَّلْتَها وَبِكَرامَتِكَ اَجْلَلْتَها وَبِالْمَحَلِّالشَّریفِ اَحْلَلْتَها؛رسالت آن را فضیلت دادى و به كرامت خویش بزرگش كردى و به جاى باشرافتى درشآوردىاَللّهُمَّ فَاِنّا نَسْئَلُكَ بِالْمَبْعَثِ الشَّریفِ وَالسَّیِّدِاللَّطیفِ وَالْعُنْصُرِ؛خدایا پس از تو خواهیم به آن بعثت شریف و آن آقاى بالطف و عنصرالْعَفیفِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَ اَنْ تَجْعَلَاَعْمالَنا فى هذِهِ؛پارسا كه درود فرستى بر محمد و آلش و قرار دهى اعمال ما را درایناللَّیْلَةِ وَفى سایِرِ اللَّیالى مَقْبُولَةً وَذُنُوبَنا مَغْفُورَةًوَحَسَناتِنا؛شب و در سایر شب‌ها پذیرفته درگاهت و گناهانمان را آمرزیده و نیكی‌هایمان راموردمَشْكُورَةً وَسَیِّئاتِنا مَسْتُورَةً وَقُلوُبَنا بِحُسْنِ الْقَوْلِمَسْرُورَةً؛قدردانى و بدی‌هایمان را پوشیده و دل‌هامان را به گفتار نیكخرسندوَاَرْزاقَنا مِنْ لَدُنْكَ بِالْیُسْرِ مَدْرُورَةً اَللّهُمَّ اِنَّكَتَرى وَلا تُرى؛و روزی‌هایمان را از نزد خود به آسانى فراوان، خدایا تو مى‌بینى ولى خودتدیده نمى‌شوىوَاَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الاْعْلى وَاِنَّ اِلَیْكَ الرُّجْعى وَالْمُنْتَهىوَاِنَّ لَكَ؛و تو در بلندترین دیدگاهى و بهطور مسلم بازگشت و پایان بهسوى توستوالْمَماتَ وَالْمَحْیا وَاِنَّ لَكَ الاْخِرَةَ وَالاُْولى اَللّهُمَّ اِنّانَعُوذُ بِكَ اَنْ؛مرگ و زندگى بهدست تو است و انجام و آغاز از آن تو است خدایا ما به تو پناهمى‌بریم ازنَذِلَّ وَنَخْزى وَاَنْ نَاءتِىَ ما عَنْهُ تَنْهى اَللّهُمَّ اِنّانَسْئَلُكَ الْجَنَّةَ؛خوار شدن و رسوایى و دست زدن به كارى كه تو آنرا قدغن كرده‌ا‌ى خدایا ما ازتو درخواست بهشت رابِرَحْمَتِكَ وَنَسْتَعیذُ بِكَ مِنَ النّارِ فَاَعِذْنا مِنْهابِقُدْرَتِكَ وَنَسْئَلُكَ مِنَ؛به رحمتت داریم و پناه جوییم به تو از آتش دوزخ پس ما را به قدرت خویش ازآتش پناه ده و از توالْحُورِ الْعینِ فَارْزُقْنا بِعِزَّتِكَ وَاجْعَلْ اَوْسَعَ اَرْزاقِناعِنْدَ كِبَرِ سِنِّنا؛حور العین درخواست كنیم پس به عزت خویش روزیمان گردان و وسیع‌ترین روزى ما رادر هنگام پیرى ما قرار دهوَاَحْسَنَ اَعْمالِنا عِنْدَ اقْتِرابِ اجالِنا وَاَطِلْ فى طاعَتِكَ وَمایُقَرِّبُ؛و بهترین اعمال ما را هنگام نزدیك شدن مرگمان مقرر دار و طولانى كن عمر مارا در طاعت خود و در آنچه موجب تقرباِلَیْكَ وَیُحْظى عِنْدَكَ وَیُزْلِفُ لَدَیْكَ اَعْمارَنا وَاَحْسِنْ فىجَمیعِ؛درگاهت شود و سبب بهره‌مندى نزد تو و نزدیكى تو گردد و در تماماَحْوالِنا وَاُمُورِنا مَعْرِفَتَنا وَلا تَكِلْنا اِلى اَحَدٍ مِنْخَلْقِكَ فَیَمُنَّ عَلَیْنا؛احوال و كارهاى ما معرفتمان را كامل و نیكو گردان و ما را به هیچیك از خلقخود وامگذار كه بر سر ما منت گذاردوَتَفَضَّلْ عَلَیْنا بجَمیعِ حَوایِجِنا لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَابْدَاْبِاباَّئِنا وَاَبْناَّئِنا؛وبرما تفضل فرما به برآوردن تمام حاجت‌هاى دنیاوآخرت ما و آغاز كن در تمامآنچه ما براى خودمان از توخواستیم براى پدران و فرزندانمانوَجَمیعِ اِخْوانِنَا الْمُؤْمِنینَ فى جَمیعِ ما سَئَلْناكَ لاِنْفُسِنا یااَرْحَمَ؛و همه برادران مؤ من ما اى مهربانترینالرّاحِمینَ اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظیمِ وَمُلْكِكَالْقَدیمِ اَنْ؛مهربان‌ها خدایا از تو خواهیم به حق نام بزرگت و فرمانروایى دیرینه‌اتكهتُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَ لَنَا الذَّنْبَالْعَظیمَ اِنَّهُ لا؛درود فرستى بر محمد و آل محمد و اینكه بیامرزى براى ما گناه بزرگ ما را كهبهراستىیَغْفِرُ الْعَظیمَ اِلا الْعَظیمُ اَللّهُمَّ وَهذا رَجَبٌ الْمُكَرَّمُالَّذى اَكْرَمْتَنابِهِ؛نیامرزد بزرگ را مگر شخص بزرگ. خدایا این ماه رجب است كه گرامى است و همانماهى است كه ما را بدان گرامى داشتهاَوَّلُ اَشْهُرِ الْحُرُمِ اَكْرَمْتَنا بِهِ مِنْ بَیْنِ الاُْمَمِ فَلَكَالْحَمْدُ یا ذَاالْجُودِ؛نخستین ماه محترمى است كه ما را از میان همه امت‌ها بدان گرامى داشتى پسستایش خاص تو است اى صاحب جودوَالْكَرَمِ فَاَسْئَلُكَ بِهِ وَبِاسْمِكَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِالاْعْظَمِ الاْجَلِّ الاْكْرَمِ؛و بزرگوارى پس از تو خواهیم بدین ماه و به حق نام اعظم و …… و اجل اكرمتوالَّذى خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فى ظِلِّكَ فَلا یَخْرُجُ مِنْكَ اِلىغَیْرِكَ اَنْ تُصَلِّىَ؛كه آنرا آفریدى و در سایه‌ات مستقر گردید و آن نام از تو به دیگرى نرسد كهدرود فرستىعَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ الطّاهِرینَ وَاَنْ تَجْعَلَنا مِنَالْعامِلینَ فیهِ؛بر محمد و خاندان پاك او و قرار دهى ما را از كسانى كه در اینماهبِطاعَتِكَ وَالاْمِلینَ فیهِ لِشَفاعَتِكَ اَللّهُمَّ اهْدِنا اِلىسَواَّءِ السَّبیلِ؛به طاعت تو عمل كنیم و آنانكه در این ماه آرزوى شفاعت تو را دارند خدایا مارا به راه راست راهنمایى فرماوَاجْعَلْ مَقیلَنا عِنْدَكَ خَیْرَ مَقیلٍ فى ظِلٍّ ظَلیلٍ وَمُلْكٍ جَزیلٍفَاِنَّكَ؛و قرار ده جایگاه ما را در نزد خود بهترین جایگاه در سایه همیشگى رحمتت وسلطنت باعظمتت زیرا كه توحَسْبُنا وَنِعْمَ الْوَكیلُ اَللّهُمَّ اقْلِبْنا مُفْلِحینَ مُنْجِحینَغَیْرَ مَغْضُوبٍ؛ما را كافى هستى و نیكو وكیلى هستى خدایا ما را برگردان به حال رستگارى وكامیابى كه نه در زمره غضب شدگان باشیمعَلَیْنا وَلا ضاَّلّینَ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَللّهُمَّاِنّى اَسئَلُكَ؛و نه از جمله گمراهان به رحمتت اى مهربان‌ترین مهربانان خدایا از توخواهمبِعَزاَّئِمِ مَغْفِرَتِكَ وَبِواجِبِ رَحْمَتِكَ السَّلامَةَ مِنْ كُلِّاِثْمٍ وَالْغَنیمَةَ؛به حق وسائل حتمى آمرزشت و به آن رحمتت كه بر خویش واجب كردى كه مرا از هرگناهى سالم دارىمِنْ كُلِّ بِرٍّ وَالْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَالنَّجاةَ مِنَ النّارِاَللّهُمَّ دَعاكَ الدّاعُونَ؛و از هر نیكى بهره‌مند سازى و به بهشتم برسانى و از آتش دوزخ نجاتم بخشىخدایا خوانندگان تو را خواندندوَدَعَوْتُكَ وَسَئَلَكَ السّاَّئِلُونَ وَسَئَلْتُكَ وَطَلَبَ اِلَیْكَالطّالِبُونَ؛و من نیز خواندمت و درخواست كنندگان از تو خواستند و من نیز از تو خواستم وجویندگان از تو جویا شدندوَطَلَبْتُ اِلَیْكَ اَللّهُمَّ اَنْتَ الثِّقَةُ وَالرَّجاَّءُ وَاِلَیْكَمُنْتَهَى الرَّغْبَةِ فِى؛و من هم تو را جویا شدم خدایا تویى مورد اعتماد و امید و بسوى تو است آخرینمرحله میل و اشتیاق درالدُّعاَّءِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلِ الْیَقینَفى قَلْبىدعاء؛ خدایا درود فرست بر محمد و آلش و بنه یقین را در دلموَالنُّورَ فى بَصَرى وَالنَّصیحَةَ فى صَدْرى وَذِكْرَكَ بِاللَّیْلِوَالنَّهارِ؛و روشنى در دیده‌ام و خیرخواهى در سینه‌ام و ذكر خود را در شب وروزعَلى لِسانى وَرِزْقاً واسِعاً غَیْرَ مَمْنُونٍ وَلا مَحْظُورٍفَارْزُقْنى؛بر زبانم و روزى وسیع بى منت و بى مانعى روزیم گردانوَبارِكْ لى فیما رَزَقْتَنى وَاجْعَلْ غِناىَ فى نَفْسى وَرَغْبَتىفیما؛و در آنچه نصیبم كرده‌اى بركت ده و بى‌نیازى مرا در نفس خودم قرار ده واشتیاقم را بدانچهعِنْدَكَ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.پس به سجده برو وبگوی اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذىهَدانا لِمَعْرِفَتِهِ وَخَصَّنا بِوِلایَتِهِ وَوَفَّقَنا لِطاعَتِهِ؛ستایش خاص خدایى است كهما را به معرفت خویش راهنمایى كرد و به دوستى خویش مخصوص گردانید و به طاعتشموفق داشت خدا را شكر.سپس صد مرتبهشُكْراً شُكْراًگفته شود.پس سر از سجود بردار و بگوی اَللّهُمَّ اِنّى قَصَدْتُكَ بِحاجَتىوَاعْتَمَدْتُ؛خدایا من براى حاجتم تو را قصد كردم و درموردعَلَیْكَ بِمَسْئَلَتى وَتَوَجَّهْتُ اِلَیْكَ بِاَئِمَّتى وَسادَتىاَللّهُمَّ انْفَعْنا؛خواسته‌ام بر تو اعتماد كردم و به وسیله پیشوایان و سرورانم بهسوى تو روآوردمخدایابِحُبِّهِمْ وَاَوْرِدْنا مَوْرِدَهُمْ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُمْوَاَدْخِلْنَا الْجَنَّةَ فى؛به دوستى ایشان مارا سودمند كن ودر جایگاه آنها واردمان كن و همنشینى ایشانرا روزى ما گردان و در زمره آنان ما را داخل بهشت گردانزُمْرَتِهِمْ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.به رحمتت اى مهربان‌ترین مهربانان.

اعمال روز عید مبعث

این عید از جمله اعیاد عظیمه است و روزى است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله در آن روز به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل به پیغمبرى بر آن حضرت نازل شد و براى آن روز چند عمل وارد شده است .

1-غسل

2- روزه و كه آن یكى از چهارروزى است كه در تمام سال امتیاز دارد براى روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتادسال.

3- بسیار صلوات فرستادن.

4- زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین علیهما وآلهماالسَّلامُ.

5-در مصباح از رَیّان بن الصّلترویت است كه حضرتامام جواد علیه السلام در زمانیكه در بغداد بود روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم راروزه گرفت و جمیعاطرافیان آنحضرت روزه گرفتند و ما را امر فرمود كه بجا آوریم دوازدهركعت نماز كه خوانده شود در هر ركعت حمد و سوره و بعد از فراغ از نمازها خوانده شودهر یك از حمد و توحید و مُعَوَّذَتین چهار مرتبه و لا اِلهَ اِلا اللّهُ واللّهُاَكْبَرُ وَسُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَاِلاّبِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ چهار مرتبه اللّهُ اللّهُ رَبِّى لا اُشْرِكُبِهِ شَیْئا چهار مرتبه لا اُشْرِكُ بِرَبِّى اَحَدا چهار مرتبه.

6- ازجناب ابوالقاسم حسین بن رُوح رَحَمهُاللّهُرویت شدهكه دراین روز دوازده ركعت نماز مى‌خوانىكهدر هر ركعت حمد وسوره‌اى كه آسان باشدمی‌خوانیو تشهّدمى‌خوانى و سلام مىدهى و مىنشینى و مىگویى بین هر دوركعت؛

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَكُنْ لَهُشَریكٌ فى الْمُلْكِ ؛

ستایش خاص خدایى است كه فرزندى براى خود نگرفته و شریكى در فرمانروایىنداردوَلَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبیراً یا عُدَّتىفى مُدَّتىیا؛و یاورى از خوار شدن ندارد (چون خوارى ندارد) و به كمال بزرگى او را یاد كناى توشه من در دوران عمرمصاحِبى فى شِدَّتى یا وَلیّى فى نِعْمَتى یا غِیاثى فى رَغْبَتىیا؛رفیق من در سختیم اى سرپرست من در نعمتم اى فریادرس من در آنچه خواهماىنَجاحى فى حاجَتى یا حافِظى فى غَیْبَتى یا كافِىَّ فى وَحْدَتىیا؛بر آرنده حاجتم اى نگهبان من در غیابم اى كفایت كننده‌ام در گوشه تنهایىاىاُنْسى فى وَحْشَتى اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتى فَلَكَ الْحَمْدُ واَنْتَالْمُقیلُ؛همدمم در وحشتم تویى پرده پوش عیب‌هاى من پس ستایش تو را است و تویى نادیدهگیرندهعَثْرَتى فَلَكَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتى فَلَكَ الْحَمْدُصَلِّ عَلى؛لغزشم پس ستایش تو را است و تویى برخیزاننده من هنگام افتادنم پس ستایش تورا است درود فرست برمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْتُرْ عَوْرَتى وَآمِنْ رَوْعَتى وَاَقِلْنىعَثْرَتى؛محمد و آل محمد و بپوشان عیبم را و ایمنى بخش هراسم را و نادیده گیر لغزشمراوَاصْفَحْ عَنْ جُرْمى وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتى فى اَصْحابِ الْجَنَّةِوَعْدَ؛و چشم بپوش از جرمم و بگذر از گناهانم در زمره بهشتیان بدانالصِّدْقِ الَّذى كانُوا یُوَعَدُونَ.وعده راستى كه بدانها داده شده.پس چون از نماز و دعا فارغ شدى مى‌خوانى هر یكاز حمد وتوحید و مُعَوَّذَتَیْن و قُلْ یا اَیُّهَا الْكافِرُونَو اِنا اَنْزَلناهُ و آیة الكرسى را هفت مرتبه و بعد مىگوئى لا اِلهَ اِلا اللّهُواللّهُ اَكْبَرُ وَسُبْحانَ اللّهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ هفتمرتبه و بعد مىگویى هفت مرتبه اللّهُ اللّهُ رَبَّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَیْئا و مىخوانى هر دعا كه خواهى .7- در اقبال و در بعض نسخ مصباحآمدهاست كه مستحبّ است دراین روز این دعا را بخوانندییا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَوَالتَّجاوُزَ یا مَنْ؛اى كه دستور داده به عفو و گذشت و خود او هم عفو و گذشت (از گنهكاران را)ضمانت كرده‌اى كهعَفى وَتَجاوَزَ اُعْفُ عَنّى وَتَجاوَزْ یا كَریمُ اَللّهُمَّ وَقَدْاَكْدَى؛عفو كرده و گذشت فرمودى مرا مورد عفو و گذشت خویش قرار ده‌اى كریم خدایاجستجوالطَّلَبُ وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ وَدَرَسَتِ الاْمالُوَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ؛به جایى نرسید و راه چاره و رفتن بسته شد و آرزوها كهنه گشت و امید بریدهشداِلاّ مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَریكَ لَكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَجِدُ سُبُلَالْمَطالِبِ اِلَیْكَ؛جز از تو كه یكتایى و شریكى ندارى خدایا من بهخوبى مىیابم كه راه‌هاى جستجوبهسوى تومُشْرَعَةً وَمناهِلَ الرَّجاَّءِ لَدَیْكَ مُتْرَعَةً واَبْوابَالدُّعاَّءِ لِمَنْ دَعاكَ؛گشوده است و آبشخورهاى امید در نزد تو پر از آب است و درهاى دعاء براى كسىكه تو را بخواندمُفتَّحَةً وَالاِْسْتِعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِكَ مُباحَةً وَاَعْلَمُاَنَّكَ لِداعیكَ؛باز است و یاریت براى آنكس كه از تو یارى خواهد آماده و مباح است و بهخوبى مىدانم كه تو آمادهبِمَوْضِعِ اِجابَةٍ وَللصّارِخِ اِلَیْكَ بِمَرْصَدِ اِغاثَةٍ وَاَنَّ فِىاللَّهْفِ اِلى؛اجابت دعاى خوانندگانت هستى و مهیاى فریادرسى فریادخواهان از درگاهت مى‌باشىو این را هم مىدانم كه در پناهندهجُودِكَ وَالضِّمانِ بِعِدَتِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلینَوَمَنْدُوحَةً عَمّا؛شدن به جود تو و اعتماد به وعده تو عوض كاملى از منع بخیلان و بىنیازىوسیعى است از آنچهفى اَیْدِى الْمُسْتَاْثِرینَ وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّاَنْ تَحْجُبَهُمُ؛در دست توانگران و ثروتمندان است و مىدانم كه تو از خلق خویش در حجاب نشوىمگر آنكه اعمال ایشانالاْعْمالُ دُونَكَ وَقَدْ عَلِمْتُ اَنَّ اَفْضَلَ زادِ الرّاحِلِ اِلَیْكَعَزْمُ اِرادَةٍ؛میان تو و ایشان حجاب قرا دهد و این را هم دانسته‌ام كه بهترین توشه كسى كهبه سوى تو كوچ كند یك تصمیم جدىیَخْتارُكَ بِها وَقَدْ ناجاكَ بِعَزْمِ الاِرادَةِ قَلْبى وَاَسْئَلُكَبِكُلِّ دَعْوَةٍ؛و نیرومندى است كه تو را بدان اختیار كند و با یك چنین تصمیمى دل من با توبراز و نیاز پرداخته از تو خواهم به حق هر دعائىدَعاكَ بِها راجٍ بَلَّغْتَهُ اَمَلَهُ اَوْصارِخٌ اِلَیْكَ اَغَثْتَصَرْخَتَهُ اَوْ مَلْهُوفٌ؛كه تو را دعا كرده بدان شخص امیدوارى كه به آرزویش رسانده‌اى یا فریادخواهىكه به درگاه تو فریادخواهى كرده و به دادش رسیدهمَكْرُوبٌ فَرَّجْتَ كَرْبَهُ اَوْ مُذْنِبٌ خاطِئٌ غَفَرْتَ لَهُ اَوْمُعافىً اَتْمَمْتَ؛یا دلسوخته گرفتارى كه تو گرفتاریش را بر طرف كرده یا گنهكار خطاپیشه‌اى كهتو او را آمرزیده‌اى یا تندرستى كه نعمتت نِعْمَتَكَ عَلَیْهِ اَوْ فَقیرٌ اَهْدَیْتَ غِناكَ اِلَیْهِ وَلِتِلْكَالَّدعْوَةِ عَلَیْكَ حَقُّ؛را بر او تمام كرده‌اى یا ندارى كه از توانگرى خود به او داده‌اى و چنیندعایى به درگاهت حقى پیدا كردهوَعِنْدَكَ مَنْزِلَةٌ اِلاّ صَلَّیْتَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍوَقَضَیْتَ حَوائِجى؛و در پیش تو منزلت و مقامى یافته كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و برآورىحاجاتم راحَوائِجَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَهذا رَجَبٌ الْمُرَجَّبُ الْمُكَرَّمُالَّذى اَكْرَمْتَنا؛حاجات دنیا و آخرت و این ماه رجب المرجب و ماه گرامى است آن ماهىكهبِهِ اَوَّلُ اَشْهُرِ الْحُرُمِ اَكْرَمْتَنا بِهِ مِنْ بَیْنِ الاُْمَمِیا ذَاالْجُودِ وَالْكَرَمِ؛نخستین ماه محترم است و ما را بدان گرامى داشته‌اى از میان سایر امت‌ها اىصاحب جود و كرمفَنَسْئَلُكَ بِهِ وَبِاسْمِكَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْجَلِّالاْكْرَمِ الَّذى؛پس به حق این ماه از تو خواهم و به حق نام اعظم تو، آننام برتر و گرامى‌ترى كه آن راخَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فى ظِلِّكَ فَلا یَخْرُجُ مِنْكَ اِلى غَیْرِكَاَنْ تُصَلِّىَ عَلى؛آفریدى پس در زیر سایه رحمتت مستقر گردید و از تو به دیگرى نرسد كه درودفرستى برمُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ الطّاهِرینَ وَتَجْعَلَنا مِنَ الْعامِلینَفیهِ بِطاعَتِكَ؛محمد و خاندان پاكش و قرار دهى ما را از كسانى كه در این ماه به طاعتت عملكنیموَالاْمِلینَ فیهِ بِشَفاعَتِكَ اَللّهُمَّ وَاهْدِنا اِلى سَواَّءِالسِّبیلِ وَاجْعَلْ؛و آنانكه در این ماه آرزوى شفاعت را دارند خدایا ما را به راه راست هدایتفرما و جایگاه ما رامَقیلَنا عِنْدَكَ خَیْرَ مَقیلٍ فى ظِلٍّ ظَلیلٍ فَاِنَّكَ حَسْبُناوَنِعْمَ الوَكیلُ؛در پیش خود بهترین جایگاه در زیر سایه همیشگیت قرار ده كه بهراستى تو ما رابسى و نیكو وكیلى هستىوَالسَّلامُ عَلى عِبادِهِ المُصْطَفَیْنَ وَصَلَواتُهُ عَلَیْهِمْاَجْمَعینَ اَللّهُمَّ؛و سلام بر بندگان برگزیده‌اش و درودهاى او بر ایشان همگى و نیزخدایاوَبارِكَ لَنا فى یَوْمِنا هَذَا الَّذى فَضَّلْتَهُ وَبِكَرامَتِكَجَلَّلْتَهُ وَبِالْمَنْزِلِ؛مبارك گردان براى ما در این روزى كه آن را برترى دادى و به كرامت خویش آن رابزرگ كردى و به جایگاه[الْعَظیمِ] الاْعْلى اَنْزَلْتَهُ صَلِّ عَلى مَنْ فیهِ اِلى عِبادِكَاَرْسَلْتَهُ؛بزرگ والاترى آن را جاى دادى درود فرست بر آن كس كه او را در این ماه به سوىبندگانت فرستادىوَبِالْمَحَلِّ الْكَریمِ اَحْلَلْتَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ صَلوةًداَّئِمَةً تَكُونُ لَكَ؛و او را به مقام بزرگى درآوردى خدایا درود فرست بر او درودى همیشگى كه براىتوشُكْراً وَلَنا ذُخراً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا یُسراً وَاخْتِمْ لَنابِالسَّعادَةِ اِلى؛سپاسگزارى باشد و براى ما ذخیره‌اى و قرار ده براى ما در كارمان آسانى و تاپایان عمرمان با خوشبختى ما رامُنْتَهى آجالِنا وَقَدْ قَبِلْتَ الْیَسیرَ مِنْ اَعْمالِنا وَبَلَّغْتَنابِرَحْمَتِكَ اَفْضَلَ؛مقرون دار و تو اى خدا براستى چنانى كه اعمال اندك ما را پذیرفتى و به رحمتخویش به بهترینآمالِنا اِنَّكَ عَلى كُلِّشَى ءٍ قَدیرٌ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍوَآلِهِ وَسَلَّمَ؛آرزوهایمان رساندى همانا تو بر هر چیز توانایى و درود و تحیت خدا بر محمد وآلش باد.

“التماس دعا”

پیامک

سلام بر مبعث، نوید وحدت حق ‏طلبان جهان از خاستگاه وحی!

سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت!

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک!

به جسم مرده هستی دمیده جان امروز                   مكان شده یم انوار لامكان امروز

      طلوع كرده ز غار حرا مگر خورشید                      و یا زمین شده مسجود آسمان امروز

خجسته عیـد بشـر بــر بشـر مبارک باد

تمام شـد شـب هجـران سحر مبارک باد

خجستـه بــعثت پیغامبــر مبــارک باد

به جن و انس و ملک، این خبر مبارک باد

پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله :

حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گرى نهراس .

(كنزالعمّال: ح 43555 )

 

درود بر رحمت جهانی پیامبر مهربانی که وجب به وجب زمین، متبرک از نام اوست.

چه شور پرحلاوتی است در نام محمد! سرشار است عالم هستی تا ابد از مستی نافه بگشوده نام محمد.

بخــوان محمّـد! آوای تــو صــدای خداست                   بخوان بخوان که از اوّل بشر تو را می‌خواست

قیـام کـن کـه قیــامت قیــامتِ کبــراست                    قیام کــن کــه کنـد عدل با تو قامت راست

 

پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله:

همه شما از نسل آدم هستید و آدم از خاك است و ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزكارترین شما است .

(تفسیر قمى: 2/322 )

 

تحقق وعده الهی در وجود پاک صاحب خُلق عظیم، گرامی باد!

 

به چشم دل همه جا نقش جای پای خداست                       به نی نوای وجودم چو نی، نوای خداست

الا تمام جهان گوش، گوش تا شنوید                        زبان، زبان محمد، صدا صدای خداست

چه زیباست، چادر سبز رسالت بر آسمان آبی هدایت!

چه دیدنی است پرواز کبوتران مشرف بر قله جوانمردی!

چه تماشایی است در سپیده دم آزادی، خرامیدن غزال آزادگی در مرغزار انسانیت!

مبعث مبارک باد.

پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله:

هیچ عرب را بر عجم، و هیچ عجم را بر عرب و هیچ سفید را بر سیاه و هیچ سیاه را بر سفید برترى نیست،

 مگر به تقوا .

(میزان الحكمة: ح 22396 )

 

پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله:

پیروزى، در گرو اراده قاطع و دوراندیشى است .

(بحار الأنوار: 77/165)

تصاویر

بالا